همه چیز انگار در این ملک برعکس است. باید مراقب باشی تا بد حادثه گذرت را به پلیس و نیروهای انتظامی و دادگاه و زندان نکشاند تا جان و روانت در امان باشد.
باید مراقب باشی تا حتی متهم هم نشوی تا نکند جانت را بگیرند و تن و روانت آماج هجوم و تجاوز نشود. در این شرایط برای دادخواهی و فرار از شر حوادث به کجا می توان پناه برد؟

داغ زهرای تو زخم زهرای کاظمی و اکبر محمدی را برایمان تازه کرد. داغ همه آنهایی که قربانی نگهبانان نظم و امنیت -بخوانید حافظان امنیت حکومت- شده اند.
TrackBack
TrackBack URL for this entry:
http://jomhour.org/cgi-bin/cms/mt-tb.cgi/1113
Comments
از دیدن این عکسها تمام درونم درد گرفته!
یاد همه دوستانی را که در بند این غارتگران امنیت از دست داه ایم زنده شد!
شما فقط خوزستاني ها را لينك مي كنيد؟
توضیح:
لیست دیگر بلاگرها سمت راست وبلاگم قرار دارد.
سلام جمهور عزیز...
نمیدانم اصلا مهم است یا نه... ولی لازم دونستم بگم فردی که در جلوی تصویر هست پدر زهرا نیست. اگر اشتباه نکنم عموی زهراست. هرچند در کلیت داستان و نوشته زیبای شما تغییری ایجاد نمیکند...
توضیح:
ممنون آرش جان زا توضیحت.
تا به کسالت زرد تابستان پناه اریم دل شکسته به ترک کوه گفتیم
حبسیات || November 24, 2007 06:20 PMThe picture says it all
rostam || November 24, 2007 11:24 PMنمی دونم چی باید گفت و البته اگر چیزی هم نگیم مسئولیم در برابر تمامی ناگفته ها...
بالاخره یه شب ماه میاد و من آن روز رو انتظار می کشم حتی برای روزی که نباشم!!
با سلام
دیدن عکس ها ناراحتم کرد
ولی برتر شدن وبلاگتان را تبریک میگم تازه خبردار شدم
http://hasani2008.parsiblog.com/
یه سری به ما بزنید
نظر تو در مورد تبادل لینک چیه
دوست عزیز خسته نباشید
بااین وبلاگ وسیعی که دارید از یک چیز بسیار متعجبم و آنهم اشاره نکردن به نقض حقوق بشر در کردستان میباشد که بیشترین نقض را در تمام ایران دارد
که مشهورترین این نقضها حکم اعدام دو جوان کرد میباشد که این وبلاگ برای پخش خبرهای آنان میباشد.امیدوارم از این به بعد شاهد چنین چیزی نباشیم
سلام خیلی خوشحالم که برای وبلاگ که چه عرض کنم وبسایت شما پیام می ذارم هر چند که هر وقت تو نت میام به شما هم سر می زنم. از عکس بالا ناراحت و از تبادل لینک با شما خوشحال می شم.
ario || November 30, 2007 02:30 AMآهاي مسئوليني كه خود را ولي خدا مي دانيد بلاخره دادگاه الهي هم در راه است كاشكي فقط يك ذره وجدان و شرف ... بود.
حسين || December 15, 2007 07:19 PMPost a comment
تا انجا که امکان دارد از نوشتن نظر خود بصورت فینگلیش خودداری نمایید
